بانوی عشق و بهشت
صلي الله عليك يا سيدة نساء العالمين
شب قدر است امشب مست مستم اي خدا با تو
:::محمدخليل مذنب (جمالي) شهادت مادر بزرگوار حضرت فاطمه (س) تسلیت باد... از برق ذوالفقـــار
تو باران گرفت جان وز گوشه ی نگاه تو ، احسان گرفت جان بی تو زمین به خویش نمی دید ابوذری از بـاده ی ولای تو سلمان گرفت جـان سرّیست بی گمان که به یک «یاعلی مدد»! هر بینوای خسته دل و جان، گرفت جان از هُرم چشم هـای خداوندیِ تو بود فصلی اگر به نام بـهاران، گرفت جان افتاده اند پیش تو اهل نظر به خاک کز مشرب نگاه تو عرفان گرفت جان ای راز سر به مُهر خداوند ، ای علی! از چشمه سار نام تو قرآن گرفت جان
راست مي گفت دكتر شريعتي عزيز. هيچ كس با هيچ زباني، قادر به توصيف فاطمه(س)
نبوده و نخواهد بود. شايد بهترين تعبير همان جملۀ معروف باشد : " فاطمه ،
فاطمه است." امروز از قبل از غروب تا به حال، بغض غريبي گلويم را مي فشارد. دلم بي هيچ
دليل روشني گرفته و خيال باز شدن هم ندارد. پرندۀ سرگشته اي را مي مانم كه براي رهايي اش هر كاري مي كند. سر به ديوار قفس
مي كوبد. بال بال مي زند. فرياد مي زند. اما قفس محكمتر از اوست. شب كه شد ، اشك را هم با خودش آورد. گريه مي كردم. بي دليل... يادم نبود امشب چه شبي است! اين پيامك ها هم منبع اطلاع بدي نيستند. دوستي برايم نوشته بود: "جنوب غرب دلتنگي مدينه ست شمال
شرقي باران شماييد شهادت فاطمه(س) تسليت! " حالا ديگر دليل بغض پنهاني ام آشكار شد. دليل بي تابي دلم فاطمه(س)بود! زير لب زمزمه مي كنم: جنوب غرب دلتنگي...
اربعين در فرهنگ عاشورا
در فرهنگ
عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با
روز
بيستم ماه
صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت
شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود
بر پا
ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم
سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي
حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين
به ذکر پرداخته و باران اشکبار چشم خويش را با مظلوميت حسين و
يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي
رهرو نخواهد بود.
نخستين اربعين
در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر
بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند.
بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت
از شام و سر راه مدينه، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي
از مورخان نيز آن
را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در
«منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار
اهل بيت از کربلا در اربعين اول
نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار
عاشورا، رمز تداوم
شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.
اربعين و عرفان
اربعين
از رازهاي هستي، خصوصيت
عدد چهل و
اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست.
البته
چه
بسا، با توجه به ويژگى هاى
انسان، «چهل بار» تكرار يك
رفتار پسنديده موجب ملكه
معنوى و تعميق
آن رفتار و قابليت نزول فيض
خاص خداوند مى شود.
در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه
ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ
كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح،
كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن،
از اين نمونه هاست.
آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل
استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند
فرمود:
«… و اذا
واعدنا موسي اربعين ليله »
پيامبر
حکيم (ص) فرمود:
«
من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على
لسانه»: هر كس
چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش
بر
زبانش جارى مى سازد.»
صاحب مرصاد العباد، عارف نامي نجم الدين
شيرازي نيز گفته است: "و عدد اربعين را خاصيتي است در استکمال چيزها که اعداد
ديگر را نيست." چنانکه در حديث صحيح آمده است:
ان خلق احدکم بجمع في بطن امه اربعين يوما ثم يکون علقه مثل
ذلک.
و خواجه
عليه السلام ظهور چشمه هاي حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعين صباحا
فرموده است، و حوالت کمال تخمير طينت آدم عليه السلام به اربعين صباحا کرد و
از اين نوع بسيار است." 
شدم تا مست دانستم كه هستم اي خدا با تو
در اين خلوت تو من يا من تو، انصاف از تو ميخواهم
تو با من مست يا من مست مستم اي خدا با تو
مخواه از من كه هرگز راه عقل و عافيت پويم
كه من ديوانه از روز الستم اي خدا با تو
دويدم سالها اما به دور افتادم از كويت
چو افتادم زپا در خود نشستم اي خدا با تو
سر از خاك زمين تا برگرفتم عشق ورزيدم
ولي آزاد از هر بند و بستم اي خدا با تو
تو هر جا جلوه كردي من تو را ديدم پرستيدم
به هر صورت جمالي ميپرستم اي خدا با تو
بى دامن تو ختم رسل كوثرى نداشت
نخل بلند آرزوى او برى نداشت
حتى على كه جان عزیز پیمبر است
در ملك بى حدود خدا همسرى نداشت
اى همدم رسول خدا در نزول وحى
اى دامن تو مركز نور بتول وحى
تو وصل بر رسول و ز هستى جدا شدى
تو آفتاب بیت سراج الهدا شدى
نیزار وحى مثل على شیر مرد داشت
اى شیر زن، تو تالى شیر خدا شدى
دانایى تو هدیه به پروردگار شد
در جنگ اقتصاد نبى ذوالفقار شد

| Design By : Night Skin |


